زهرای تو
علی جان : دیده برای تو وانمی شود
چشمی که لطمه خورده مداوا نمی شود
وقتی غلاف تیغ گرفته توان من
یعنی قنوت ، شانه ، خدایا نمی شود
دیگر رمق نمانده به دستان خسته ام
خواهم بگیرم اشک تواما نمی شود
باورکنید بارمصیبت زیاد بود
بیهوده یک نهال جوان تا نمی شود
آن قدرنالۀ نفسم بی رمق شده
آهی به روی آینه پیدا نمی شود
گرچه برای پهلوی من اشکتان شفاست
زهرای تو  زبسترخودپا نمی شود
ای پاسخ سلام علی ، فاطمه ، بمان
ای باعث دوام علی ، فاطمه ،بمان
ای نام دلربای توورد زبان من
زیباترین کلام علی ، فاطمه ، بمان
ای ذوالفقارخیبرثانی که گشته ای
چون تیغ در نیام علی ، فاطمه ، بمان
ای نرگست کبود ودلت لاله زارعشق
یاس بنفشه فام علی ، فاطمه ، بمان
ای برجراحت اُحد و خندقم طبیب
زخمی التیام علی ، فاطمه ، بمان
این زندگی بدون تو چون زهروشوق مرگ
مثل عسل به کام علی ، فاطمه ، بمان
حتی به نان جو و نمک بی تو میل نیست
شیرینی طعام علی ، فاطمه ، بمان
چیزی نمانده از بدن فاتح حنین
یا محیی العظام علی ، فاطمه ، بمان
نقل قول فاطمه...
من آمدم برای یاری علی
فقط برای ماندگاری علی
بسازبا همه نداری علی
منم کنیزخانه داری علی
علی شناسی است راه فاطمه
علیست بهترین گناه فاطمه
علی فقط غم مرا به سینه داشت
علی مرا فقط در این مدینه داشت
نبی که رفت ناله اش به من رسید
وپارۀ قباله اش به من رسید
رسیده ام سرقرارگم شده
رسید دست روزگارگم شده
به ضرب دور ازانتظار فاطمه
حسن بگرد گوشواره گم شده

به هیچکس نگو ، عزیزم آفرین
امان من بریده شد امان بده
پس ازنبی بلافقط همین نبود
تمام ماجرا فقط همین نبود
شب بود میرفتند ، مادررا بشویند
با اشکها ، یاس پیامبررابشویند
شب بود موهای سفیدش راندیدند
با اینکه باید ابتدا سررا بشویند
گیرم که شستند وبه خاکش سپردند
فردا چگونه پهلوی دررا بشویند